ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

339

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

خسته نمىشوند » اشاره به كمال فرشتگان در مرتبه‌هاى معيّنى است كه هر يك نسبت به مرتبه‌هاى پايين‌تر كاملترند وضمناً تأكيدى است بر اين كه بر اين عبادات نقصانى عارض نمىشود ، زيرا ركوع هر چند عبادت است ونسبت به سجود نقصان است وسر برداشتن از ركوع براي ركوع كننده نقصان ركوع محسوب مىشود وبه همين ترتيب بهم زدن صفّ نقصانى است در آن وخستگى در تسبيح نقصان واعراض از مقصود است . بعلاوة خستگى وملال عبارت از دورى نفس از چيزى به سبب خستگى بعضي از قواى طبيعي است واين در حق فرشتگان آسمانى كه قواى طبيعي ندارند قابل تصوّر نيست . امّا فرمودهء امام ( ع ) : « آنها را خواب فرا نمىگيرد » صدق آن بخوبى روشن است ، بدين توضيح كه خواب رفتن آنها لازمه‌اش صحيح بودن خواب براي آنهاست . وقتي خواب براي آنها صادق نيست عارض شدن خواب بر آنها نيز باطل است . دليل صادق نبودن عروض خواب بر آنها اين است كه خواب عبارت است از تعطيل شدن حواس ظاهري از كارهايى كه انجام مىيابد ، به اين دليل كه روح كشش براي انجام كار ندارد . وپس از بر طرف شدن خستگى وضعف ، روح كشش انجام كار را پيدا مىكند . چون فرشتگان آسمانى از اين أسباب وابزار منزّه وپاك‌اند خواب در حق آنها صحيح نبوده وآنها را فرا نمىگيرد . امام ( ع ) سهو عقول وغفلت ونسيان را از فرشتگان به دور دانسته است . در توضيح بايد گفت كه غفلت عبارت است از عدم دريافت وتعقّل چيزى در حال واين معنى از سهو ونسيان عمومىتر وبه منزلهء جنس است براي آن دو . توضيح اين كه سهو بىخبر شدن از چيزى است به وسيلهء گرفتارى نفس وتوجّه آن به أمور مهم ديگر ، با وجودي كه صورت يا معناى آن شيء در قوّهء خيال يا ذاكرهء انسان وجود دارد . امّا فراموشى ، غفلت از چيزى همراه با محو شدن صورت يا معناى آن از